فردا هفتم آذرماه هشتمين سالروز خاموشي
حميد مصدق - شاعر معاصر -
است.
بهگزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان
ايران (ايسنا)، محمد صنعتي،
مصدق
را يك انسان اجتماعي معرفي ميكند و توضيح ميدهد كه برعكس آنچه
از شاعران انتظار ميرود كه درونگرا و منزوي، و با خودشان باشند،
مصدق برخلاف اينها يك روحيهي اجتماعي داشت. او البته مدت زيادي
تحت تاثير مهدي اخوان ثالث بوده و معتقد بهنوعي شعر اجتماعي و
سياسي.
اما بهگفتهي محمدعلي سپانلو،
اگر بشود يك كلمه دربارهي مصدق سخن گفت، اين است كه او انجمنباز
ادبي بود و مرتب در انجمنهاي ادبي شركت ميكرد و اثرش البته روي
شعر نو او آشكار است.
سپانلو يادآور ميشود: هرچند حميد
مصدق فعاليت سياسي هم داشته، اما اين در شعرش دخالتي ندارد و هميشه
ميگفت شعر من عاشقانه است.
شمس
آل احمد هم اعتقاد دارد شعر
«آبي، خاكستري، سياه»
مصدق، تأثير خيلي خوبي داشته است.
محمد
شمس لنگرودي نيز دربارهي اين منظومهي مصدق چنين عقيده
دارد: شعري نوقدمايي در قالب نيمايي، بهغايت عاطفي، ساده، روان،
آهنگين، و زبان حال پردرد و تمناي عاشقي است كه معشوقش بر اثر
كدورتي او را رها كرده و رفته است. واگويههاي شاعر او را به
واقعيت زندگي نزديك و از رمانتيسم «شب جشن عروسي عروسكهاي خواهر
من» دور ميكند.
همچنين
احمد ابومحبوب ميگويد:
شاعر، گرايشهاي اجتماعي خود را ميشناساند و تعهدش را نشان
ميدهد. ساختار «آبي، خاكستري،
سياه» بهدقت بسيار زيادي طراحي شده و نشانگر نوعي گذار و
تحول است كه در جامعه و ادبيات پديد آمده است. شعر با ساخت
رمانتيسم آغاز ميشود و در سير خود به باز كردن پنجره و بيداري
ميرسد و آنگاه به يك ساخت سياسي دگرگوني مييابد و همين شعرها
حساسيت ساواك را برانگيخت.
اين منتقد با بررسي چند مجموعه و
منظومهي مصدق معتقد است كه شعر مصدق «فرياد» ميزند. شعرش بوي خون
نميدهد، اما صداي فرياد از آن به گوش تو ميرسد. شعر او علاوه بر
جنبهي عاشقانه جهتگيري سياسي نيز دارد، هرچند كه گويا بهطور
مستقل هرگز فعاليت سياسي آشكاري نداشته است. البته اگر كار سياسي
را پيوستن به يك حزب بدانيم، چنين چيزي در زندگي مصدق نبوده است.
ابومحبوب توضيح ميدهد: با اين وجود
عجيب است كه آثار حميد مصدق جزو پرچاپترين و پرفروشترين
مجموعههاي شعري بودهاند و بهقول سيمين بهبهاني كمترين شاعري
اين خوشبختي را داشته است. اما چرا؟ شايد همهي اينها از
صدقهسري «آبي، خاكستري، سياه»
باشد، يا زبان نرم و روشن او و يا سادگي و صميميت و صداقت كلامش.
منظومههاي «آبي، خاكستري، سياه»
و «در رهگذر باد» بياني
روايي و محتوايي اجتماعي دارند.
ضياء
موحد نيز دربارهي زبان شعري مصدق معتقد است: مصدق، زبان و
نحو سادهاي دارد و برخلاف بعضي شاعران، بازيهاي زباني خاصي
ندارد. بيشتر شهرت او هم بهدليل همين زبان ساده و خالي از فن و
شگردهاي سطح بالاست.
منصور اوجي هم با اشاره به اقبال گستردهي مردم از كتاب
«آبي، خاكستري، سياه» حميد مصدق و تبديل بندهايي از آن به شعارهاي
تظاهرات دانشجويي، ميگويد: اگر شاعران را به دو گروه شاعراني كه
محتوا برايشان مهم است و شاعراني كه فرم و شعر ناب برايشان اهميت
دارد، تقسيم كنيم؛ حميد مصدق از گروه اول است؛ يعني در هر شعري
ميخواهد مطلبي را به خواننده ارايه دهد. او از شاعران اجتماعي بود
كه در دههي 40 با دو كتاب مورد توجه قرار گرفت. مصدق در كارهايش
تا اواخر عمر، به محتوا اهميت ميداد؛ البته او برخلاف برخي شاعران
كه راحتتر عمل كردند و وزن را از كارهاي خود كنار گذاشتند، در
شعرهايش تا آخر به وزن وفادار ماند.
بهگزارش ايسنا، حميد مصدق دهم بهمنماه سال 1318 در شهرضا - از
شهرستانهاي پيرامون اصفهان - بهدنيا آمد. در سال 1339 به تهران
آمد و پس از فارغالتحصيل شدن در رشتهي بازرگاني از مؤسسهي علوم
اداري و بازرگاني دانشگاه تهران، در مؤسسهي تحقيقات اقتصادي اين
دانشگاه به امر پژوهش مشغول شد.
وي
از سال 1342 مجددا به ادامهي تحصيل پرداخت و موفق به دريافت
ليسانس حقوق از دانشگاه تهران و سپس فوق ليسانس اقتصاد شد. مصدق در
سال 1348 بهعنوان استاديار در مدرسههاي عالي كرمان و اصفهان و
دانشگاه آزاد ايران به كار مشغول شد. پس از دريافت فوق ليسانس حقوق
اداري از دانشگاه ملي، بهعضويت هيات علمي دانشگاه درآمد و در كنار
آن از سال 1357 بهكار وكالت روي آورد.
اين شاعر معاصر، هفتم آذرماه 1377 در اثر سكتهي قلبي در تهران
درگذشت؛ در حاليكه اين آثار از او برجاي ماند: منظومهي بلند
«درفش كاوياني»، منظومهي «آبي، خاكستري، سياه»، منظومهي «در
رهگذار باد»، «از جداييها» ، «سالهاي صبوري»، «شير سرخ»، «...
تارهايي»، «مقدمهاي بر روش تحقيق»، «مجموعهي رباعيات مولوي»،
«غزليات حافظ» و همچنين چندين كتاب در زمينهي حقوق.
پينوشت: در نگارش اين مطلب از كتاب
«در هاي و هوي باد» (زندگي و شعر حميد مصدق) تأليف احمد ابومحبوب
نيز استفاده شده است.