"خورخه لوييس بورخس" - نويسندهي مشهور آرژانتيني - 108 سال پيش در
24 اوت سال 1899 در بوينوس آيرس متولد شد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران
(ايسنا)، بورخس با نام كامل "خورخه فرانسيسكو ايسيدورو لوييس بورخس
آسهودو" از مادري اروگوئهيي و پدري اسپانيايي - پرتغالي بهدنيا
آمد. در خانوادهي او به دو زبان انگليسي و اسپانيولي صحبت ميشد و
بورخس از همان دوران كودكي دوزبانه بود. او در سن 12سالگي آثار
شكسپير را به انگليسي ميخواند.
پس از آنكه در سال 1914 بههمراه
خانواده براي زندگي به ژنو رفتند، ابتدا زبان فرانسوي را آموخت و
سپس به يادگيري زبان آلماني پرداخت. بعد از جنگ جهاني اول، او كه
به همراه خانواده در اسپانيا اقامت كرده بود، به عضويت جنبش ادبي
آوانگارد "اولتراييست" درآمد.
اولين شعر بورخس به نام «سرودي براي
دريا» به پيروي از سبك "والت ويتمن" در مجلهي «يونان» به چاپ
رسيد.
در سال 1921، به همراه خانواده به
زادگاهش بازگشت و حرفهي نويسندگي را با انتشار شعرها و مقالاتش در
مجلات آغاز كرد. اولين مجموعهي شعر او به نام «عاشق بوينوس آيرس»
در سال 1923 بهچاپ رسيد.
در سال 1923 پس از آنكه بهسمت
سردبيري روزنامهي «كريتيكا» رسيد، بخشهايي از نوشتههايش را كه
بعدها با نام «تاريخ جهاني بدنامي» جمعآوري شد، بهچاپ رساند.
اولين مجموعهي داستانهاي كوتاه او نيز در سال 1941 با عنوان «باغ
راههاي منشعب» منتشر شد. اين كتاب شامل داستان «جنوب» نيز بود، كه
بورخس بعدها آن را بهترين داستانش دانست.
نخستينباري كه اثري از بورخس در يك
متن انگليسي معرفي شد، به سال 1948 بازميگردد، كه «باغ راههاي
منشعب» او با ترجمهي "آنتوني بوچر" در مجلهي «راز ملكه استري»
به چاپ رسيد. اگرچه ترجمههاي انگليسي متعددي از آثار او در مجلات
ادبي به چاپ رسيدند، اما شهرت اوليهي بينالمللي بورخس به اوايل
دههي 60 مربوط ميشود. او در سال 1961، اولين جايزهي ناشران
بينالمللي (پريكس فورمنتور) را مشتركا با "ساموئل بكت" بهدست
آورد. در حاليكه بكت براي خود شهرتي داشت، اما ناشناخته بودن
بورخس، حس كنجكاوي دنيا را برانگيخت؛ تا جاييكه دولت ايتاليا به
او نشان افتخار داد.
بورخس موفقيتهاي زيادي بهدست آورد،
كه از آن جمله به دريافت نشان افتخار فرانسه در سال 1983، جايزهي
"سروانتس" و حتا جايزهي ويژهي "ادگار آلن پو" از سوي انجمن
نويسندگان آثار پليسي آمريكا ميتوان اشاره كرد.
بورخس در سال 1967 كتاب «موجودات
تخيلي» را نوشت و در سال 1975 كتاب «شن» را منتشر كرد، تا بيش از
پيش به شهرت خود در دنياي انگليسيزبان بيافزايد. اگرچه او هرگز
موفق به دريافت نوبل ادبيات نشد، اما همواره لايق آن بود. گفته
ميشود علت تأثيرگذار در اعطا نشدن نوبل ادبيات به بورخس اين بود
كه او حكومتهاي ديكتاتوري نظامي در آرژانتين، شيلي و اوروگوئه را
محكوم نكرد. بورخس نيز به جمع ديگر نويسندگان بزرگ دنيا كه موفق به
دريافت نوبل ادبيات نشدند، پيوست، كه فرانس كافكا، لئو تولستوي،
گراهام گرين، جيمز جويس، ولاديمير ناباكوف و مارسل پروست از آن
جملهاند.
خورخه لوييس بورخس در 14 ژوئن 1986
به علت ابتلا به سرطان كبد در ژنو درگذشت.
"جي.ام كوئتزي" دربارهي بورخس گفته
است: «او بيش از هر نويسندهي ديگري زبان داستاني را رونق بخشيد و
مسيري بهسوي نسل عالي رماننويسان آمريكايي اسپانيايي باز كرد.»
بورخس علاوه بر سرودن شعر، مترجم
آثار انگليسي، فرانسوي و آلماني به اسپانيولي بود. او همچون
نويسندگان همعصرش مانند ناباكوف و جويس، علاقه به وطن را در
آثارش نمود داد. بورخس در نويسندگي از كساني چون: هومر، دانته،
سروانتس، شوپنهاور، جويس، كافكا و آلن پو الهام گرفت و خود
الهامبخش نويسندگاني مانند گابريل گارسيا ماركز، كارلوس فوئنتس،
اورهان پاموك و خوليو كورتاسار شد.