|
جملات
بزرگان
*********
برگزیده سخنانی ازفریدریش نیچه
فردریش نیچه :استعداد آدمی را می پوشاند و وقتی
استعدادش کاهش یافت آنچه هست نمایان می شود.
فردریش نیچه :افزونی دانش گذشته، افزونی تاریخ انسان
را پژمرده خواهد ساخت و بزدل. در حالیکه انسان باید قادر باشد گذ شته را در خد مت
حال دربیاورد. البته اگر بتوانیم خوب یاد بگیریم که تاریخ را وسیله ای برای زندگانی
قرار دهیم .
فردریش نیچه
:افزونی دانش گذشته، افزونی تاریخ انسان
را پژمرده خواهد ساخت و بزدل. در حالیکه انسان باید قادر باشد گذ شته را در خد مت
حال دربیاورد. البته اگر بتوانیم خوب یاد بگیریم که تاریخ را وسیله ای برای زندگانی
قرار دهیم .
فردریش نیچه : عظمت بشر در آنست كه پل است نه مقصد.بشر را از
اين نظر ميتوان دوست داشت كه يك مرحله تحول و يك دوره گذرانيست
فردریش نیچه : آرزو ریشۀ حیات ماست . اگرچه ای ریشه حیات ما را
به تدریج می سوزاند . ولی همین ریشه مایۀ زندگی است .
فردریش نیچه :انسان بندی
ست بسته میان حیوان و ابر انسان. بندی بر فراز مغاکی.
فردریش نیچه :آموزه ای
پدید آمد و باوری در کنارش : همه چیز پوچ است ؛ همه چیز یکسان ؛ همه چیز رو به
پایان !
فردریش نیچه :آن کس که
آفرینندگی و نو آفرینی می خواهد. در نیک یا بد. ناگزیر نخست می باید با نیست و
نابود کردن ارزشها آغاز کند.
فردریش نیچه :آن كس كه
نداند ؛ خواست خويش را در چيزها چگونه بگمارد ؛ دست كم معنايي بر آن خواهد افزود
... و از آن ؛ اين پندار زاده مي شود كه گاهي در آن خواست بنياد باوری بوده است.
فردریش نیچه :آن کس که
نمی تواند فرمان دهد بایستی فرمان ببرد .
فردریش نیچه :آنچه برای
یک نفر سزاوار است را نمی توان گفت برای فرد دیگر هم سزاوار است. به عنوان مثال
انکار نفس و افتادگی سزاوار یک فرمانده نیست و برایش فضیلت محسوب نمی شود. حکم
یکسان صادر کردن برای همه غیر اخلاقی ست.
فردریش نیچه :آنچه آدمی
را والا می کند مدت احساس های والا در اوست نه شدت آن احساس ها.
فردریش نیچه :آنچه كه
بايد بيشترين علاقه را در ما به وجود آورد اين نيست كه آيا تفسير ما از جهان، حقيقي
است يا دروغين ، بلکه اين است كه آيا اين تفسير، خواست قدرت را براي نيرومندي و
كنترل جهان پرورش مي دهد ، يا هرج و مرج و ناتواني را.
فردریش نیچه :آرامش مدام
نیز کسل کننده است. گاهی طوفان هم لازم است
فردریش نیچه : با هر که بدی
کردی تا دم مرگ از او بیندیش .
فردریش نیچه : آرامترین کلماتند
که طوفانی را با خود به همراه می آورند . افکاری که با پای کبوتران پیش می آیند
جهان را مسخر می سازند .
فردریش نیچه: جرم اين است
که ندانيم زندگی خيلی ساده تر از اينهاست که ما فکر مي کنيم
فردریش نیچه : اگر شما دشمن دارید
، بدی او را با خوبی پاداش ندهید ، زیرا این امر موجب شرمساری او می گردد . ولی به
او وانمود کنید که او با این عمل خود برای شما خدمتی انجام داده است .
فردریش نیچه :آيا مي كوشي
كه ده بار يا صد بار دو چندان شوي ؟ نكند بهر خود مريدان بسيار مي جويي ؟ - پس مي
بايد ظرفهاي تهي ( هيچ ) را بجويي.
*********
برگزیده سخنانی از جبران خلیل
جبران
جبران خلیل جبران : این کودکان فرزندان
شما نیستند ، آنان پسران و دختران اشتیاق حیاتند و هم از برای او .از شما گذر کنند
و به دنیا سفر کنند ، لیکن از شما نیایند . همراهی تان کنند ، اما از شما نباشند.
جبران خلیل جبران : و کدامین ثروت است که محفوظ بدارید
تا ابد؟
آنچه امروز شما راست ، یک روز به دیگری سپرده شود.
پس امروز به دست خویش عطا کنید ، باشد که شهد گوارای سخاوت ، نصیب شما گردد ، نه
مرده ریگی وارثانتان.
جبران خلیل جبران : هنگامی که در سکوت شب گوش فرا دهی
خواهی شنید که کوهها و دریاها و جنگلها با خود کم بینی و هراس خاصی نیایش می کنند .
جبران خلیل جبران : چون عاشقی آمد، سزاوار نباشد این
گفتار که : خدا در قلب من است ، شایسته تر آن که گفته آید : من در قلب خداوندم.
جبران خلیل جبران : زجر کشیده ! تو آنگاه به کمال رسیده
ای که بیداری در خطاب و سخن گفتنت جلوه کند .
جبران خلیل جبران : مردم ! هشدار ! که زیبایی زندگانی
ست ، آن زمان که پرده گشاید و چهره برنماید .
لکن زندگی شمایید و حجاب خود ، شمایید .
زیبایی قامت بلند ابدیت است ، نگران منتهای خویش در زلال آینه .
اما صراحت آینه شمایید و نهایت جاودانه شمایید .
جبران خلیل جبران : در پهنه ی پندار و خلسه ی خیال ،
فراتر از پیروزیهای خود بر نشوید ، و فروتر از شکستهای خود نروید .
جبران خلیل جبران : ای که در رنج و عذابی ! تو آنگاه
رستگاری که با ذات و هویت خویش یکی شوی .
جبران خلیل جبران : مگر نه چیزی که امروز در تسلط توست
ناچار روزی از دست تو خواهد رفت ؟ پس ، اکنون از ثروت خویش ببخش و بگذار فصل عطا
یکی از فصلهای درخشان زندگی تو باشد .
جبران خلیل جبران : پند آموز است ماجرای مردی که زمین را می کاوید
تا ریشه های بی ثمر را از اعماق زمین بیرون کشد ، اما ناگاه گنجی بزرگ یافت ؟!
جبران خلیل جبران : اگر گام در معبدی نهادی تا اوج
فروتنی و هراس خود را اظهار کنی ، برای همیشه برتری کسی نسبت به کس دیگر نخواهی
یافت . برای تو کافی است که گام در معبدی نهی ، بی آنکه کسی تو را ببیند .
جبران خلیل جبران : رابطه قلبی دو دوست نیاز به بیان
الفاظ و عبارات ندارد .
جبران خلیل جبران : اگر بکوشی و در پی نصیبی حتی برای
خود باشی بدان که صالحی
***************************************
از: چنین گفت زردتشت
فریدریش نیچه
زورق آنجا ایستاده است.از آن سوی چه بسا راهیست به « هیچ ِ» بزرگ! اما کیست که بخواهد در این «چه بسا» پای گذارد؟ هیچیک از شما نمیخواهد در زورق مرگ پای بگذارد! پس از چه رو میخواهید از جهان- خسته باشید! از جهان خستهاید و با این وجود هنوز به زمین پشت نکردهاید! شما را همیشه هوسمند به زمین یافتهام، حتّا عاشقِ از - زمین - خستگی ِخود، فروآویختگی لبتان بی چیز نیست! یک هوسِ کوچکِ زمینی هنوز بر آن نشستهاست! و در چشمانِتان- مگر اَبرَکی از یک لذتِ از یاد نرفتهی ِ زمینی شناور نیست؟ بر رویِ زمین نوآوریهایِ خوب فراوان است، برخی سودمند، برخی دلپسند: زمین را به خاطرِ آنها دوست باید داشت. و بر روی ِ آن نوآوریهایِ خوب چندان است که زمین به پستان ِزن میماند: هم سودمند، هم دلپسند. و اما، شما از - جهان- خستگان! شما کاهلان ِزمین! شما را تَرکه باید زد! با ضربههایِ ترکه باید پاهای شما را دوباره جان داد! زیرا شما اگر زمینگیر نیستید و واماندههایِ نگونبختی که زمین از ایشان خستهاست، کاهلانِ روباه صفتاید یا گربههایِ لذت پرستِ شیرین کام ِآهستهرو. و اگر نخواهید دیگر بار با نشاط بدوید، باید از این جا بروید! طبیب درمان ناپذیران نباید بود؛ زرتشت چنین میآموزد. پس شما باید از این جا بروید! باری، پایان دادن بیشتر دلیری میطلبد تا آغاز کردن ِ بیتی تازه: این را طبیبان و شاعران همه میدانند.
زماني شاعري گفت: هيچ
انساني جزيره نيست
«زماني شاعري گفت هيچ انساني جزيره نيست . براي اينکه نبرد نيک
را انجام دهيم، به کمک نياز داريم . به دوستاني احتياج داريم و
وقتي دوستان نزديک ما نيستند، بايد انزوا را به تنها سلاح خويش
تبديل کنيم.»
« با انکار روياهامان و رسيدن به
آرامش وارد دورهي کوتاهي از آرامش ميشويم، اما کم کم روياهاي
مرده در درونمان ميپوسند و سراسر زندگيمان را متعفن ميکنند.
با افراد پيرامونمان بيرحم مي شويم و بعد اين بيرحمي را به
خود معطوف ميکنيم واينجاست که بيماريها و روان پريشيها سر
بر ميآورند . آنچه ميکوشيديم در نبرد از آن بگريزيم، نوميدي
و شکست، بر سر ما ميآيد. ودر يک روز زيبا، روياهاي مرده و
فاسد، تنفس را برايمان دشوار ميکنند و آرزوي مرگ ميکنيم،
مرگي که ما را از قطعيت، کارها و آن آرامش وحشتناک غروب يکشنبه
آزاد ميکند.»
«تنها راه نجات روياهامان
مهرباني با خويش است . بايد مقتدرانه با هر تلاشي براي خود
تنبيهي - هر چه هم که ناآشکار باشد - برخورد کرد . براي دانستن
اينکه چه زماني با خود بيرحميم، بايد هر درد روحاني - گناه ،
پشيماني، بي تصميمي و ترس - را به درد جسماني تبديل کنيم . با
تبديل درد روحاني به يک درد جسماني، ميفهميم اين درد چه آسيبي
به ما ميرساند.»
« هميشه همينطور است . تنها در
موارد معدودي که به خشونت نياز داريم، ميتوانيم با خودمان
مهربان باشيم.»
« زماني شاعري گفت هيچ انساني
جزيره نيست . براي اينکه نبرد نيک را انجام دهيم، به کمک نياز
داريم . به دوستاني احتياج داريم و وقتي دوستان نزديک ما
نيستند، بايد انزوا را به تنها سلاح خويش تبديل کنيم . بايد از
هر چيزي در پيرامونمان براي برداشتن گامهاي لازم به سوي مقصد
استفاده کنيم . همه چيز بايد تجلي شخصي از ارادهي ما براي
پيروزي در نبرد نيک باشد. بي فهم اينکه به همه چيز وو همه کس
نياز داريم، جنگجوياني مغروريم . و غرور ما سر انجام شکستمان
ميدهد، چرا که آنقدر از خود مطمئنيم که در ميدان نبرد چالهها
را نميبينيم»
بخشهایي از
كتاب "خاطرات يک مغ" اثر پائولو کوئليو
*نه
ترن، نه ريل ها، اصل نيستند، اصل حركت است. (ژيلبر
سيسبرون)
*تولد
و مرگ اجتناب ناپذيرند، فاصله اين دو را زندگي كنيم. (سانتابان)
*كسي
كه حق اظهار نظر و بيان فكر خود را نداشته باشد، موجودي زنده
محسوب نمي شود. (مونتسكيو)
*فضائي
بين پندار و عمل وجود دارد كه با پشتكار پيموده مي شود.
(جبران
خليل جبران)
*اين
كه چقدر زمان داري مهم نيست چگونه مي گذراني مهم است. (لينكلن)
*سخاوت،
بخشيدن بيشتر از توان است و غرور، ستاندن كمتر از نياز. (جبران
خليل جبران)
*دوست
بداريد كساني را كه به شما پند مي دهند نه مردمي كه شما را
ستايش مي كنند. (دور
وبل)
*شاد
ماندن به هنگامي كه انسان درگير و دار كارهاي ملال آور و
پرمسئوليت است، هنر كوچكي نيست. (نيچه)
*مي
توان حقيقتي را دوست نداشت، اما نمي توان منكر آن شد. (روسو)
*آزادي
در بي آرزوئي است. (بودا)
*در
عالم دو چيز از همه زيباتر است : آسماني پرستاره و وجداني
آسوده.
(كانت)
*سقف
آرزوهايت را تا جائي بالا ببر كه بتواني چراغي به آن نصب كني.
*هيچ
كس به اندازه ابلهي كه زبانش را نگه مي دارد به يك مرد عاقل
شباهت ندارد.
(سنت
فرانسيس)
*كسي
كه به پشتكار خود اعتماد دارد، ارزشي براي شانس قائل نيست.
(ژاپني)
*كسي
كه حرف مي زند مي كارد و آنكه گوش مي دهد درو مي كند.
(مثل
آرژانتيني)
*كسي
كه خوب فكر مي كند لازم نيست زياد فكر كند. (آلماني)
*خوش
بين باشيد اما خوش بين دير باور. (ساموئل
اسمايلز)
*همه
كساني كه با تو مي خندند دوستان تو نيستند. (مثل
آلماني)
*چنان
باش كه بتواني به هر كس بگوئي مثل من رفتار كن. (كانت)
*به
همه عشق بورز، به تعداد كمي اعتماد كن، و به هيچكس بدي نكن.
(شكسپير)
********************
*مشکلات
مهم زندگی نمیتوانند با طرز تفکری حل شوند که آنها را به
وجود آورده است!!!«آلبرت
اینشتین»
*وقتی
شما از کسی متنفرید٬ از چیزی در وجود او نفرت دارید که بخشی از
وجود شماست! زیرا آنچه بخشی از وجود ما نباشد ما را آشفته
نمیکند.
«هرمان
هسه»
*من
سکوت را از پرگوها و حرافها٬ بردباری را از متعصبها و
بیگذشتها٬ و مهربانی را از نامهربانها آموختهام. با این
حال عجیب این است که من نسبت به این آموزگاران٬ ناسپاس هستم.
«خلیل جبران»
*جهان
سوم جایی است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب
میشود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد باید در تخریب
مملكتش بكوشد.
پروفسور محمد حسابی
* اگر
به مهماني گرگ مي رويد ، سگ خود را به همراه ببريد .گوته
* آنكسي
كه از رنج زندگي بترسد ، از ترس در رنج خواهد بود .چيني
*اگر
خاموش بنشيني تا ديگران به سخنت آورند ، بهتر از آنست كه سخن
بگويي
و خاموشت كنند.سقراط
*در
دعوا اولين مشت را بزن و محکم هم بزن .جکسون
براون
* نيکی و سود خويش را در زيان
ديگران مخواه .زرتشت
*ماهي و مهمان دو روز اول خوب هستند ، از روز سوم بو مي
گيرند .
ضرب المثل اسپانيایی
*عشق
عينک سبزی است که با آن انسان کاه را يونجه میبيند.مارک
تواين
*بدترين
و خطرناکترين کلمات اينست: «همه اين جورند».
تولستوی
*يا
چنان نمای که هستی، يا چنان باش که مینمايی.بايزيد
بسطامی
*اگر
شير درندهای برابرت باشد بهتر از اينست که سگی خائن پشت سرت
باشد. ايرلندی
*همو
که با اهريمنان به نبرد برمیخيزد بايد بر حذر باشد که در اين
فرآيند خود به اهريمنی تبديل نشود. در هنگامهای که تو به خاک
مینگری، خاک نيز به تو مینگرد.
فردريش ويلهلم نيچه
*ما
از جنس روياهايمان هستيم. «ويليام
شکسپير»
*
آنکه میخواهد روزی پريدن آموزد، نخست میبايد ايستادن، راه
رفتن، دويدن و بالارفتن آموزد. پرواز را با پرواز آغاز
نمیکنند
فردريش ويلهلم نيچه
*يادمان
باشد اگر شاخه گلي چيديم وقت پرپر شدنش سوزو نوايي نکنيم
يادمان باشد سر سجاده عشق جز براي دل محبوب دعايي نکنيم يادمان
باشد ازامروزخطايي نکنيم.گرچه درخود شکستيم صدايي نکنيم
.
*فقط
کسي معني دل تنگي را درک مي کند......که طعم وابستگي را چشيده
باشد پس هيچوقت به کسي وابسته نشو............که سر انجام آن
وابستگي دلتنگيست
*محبت
ره به دل دادن صفاي سينه مي خواد... به ياد يكديگر بودن دل بي
كينه ميخواد.
*افسوس...
آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان
دارند لجبازي ميکنيم و بعد... براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم
.
*همه
چیز می گذرد حتی صحبت ها و بوسه ها و دربرگرفتن ها و سایر
تظاهرات عشق جسمانی،اما رشته ی دوستی دو روح که یکبار همدیگررا
درآغوش کشیده وبه حقیقت یکدیگررا شناخته اند هرگزگسیخته
نمیشود.
( رومن رولان(
ارسالی از
:
سایه
ژان دلابرویر
: زندگی تراژدی است برای آنکسیکه
احساس میکند و کمدی است برای آنکه میانديشد.
آلبرت اينشتين
:
تنها دوچيز نامحدود
وجوددارد: اول عالم
هستی ودوم حماقت بشر. البته در
مورد اولی زياد مطمئن نيستم.
ضرب
المثل چک
:
معمولا" جنايتکاران بزرگتر
جنايتکاران کوچکتر را حلق آويز مي
کنند.
نامشخص
:
زندگی مجموعه تعداد نفس هایی
که می کشيد نيست؛ بلکه مرکب
از لحظات و موقعيتهايی
است که نفس شما را درسينه حبس مي کنند.
اسکار
وایلد :
تجربه نامیست که همه افراد روی اشتباهات خویش میگذارند.
نيچه:
اگر
جز اين می توانستند، جز اين می خواستند. ناتمامان هر تماميتی
را تباه
می کنند.
لئو تولستوی
:
همه میخواهند بشريت را عوض کنند، دريغا که هيچ کس در اين
انديشه نيست که خود را عوض کند.
سامرست موام
:
مردم از شما
تقاضاي انتقاد و خردهگيري ميکنند ولي در انتظار تحسين هستند.
|