|
شب يلدا از نمونه
جشنهاى شبانه ايرانيان است كه
هنوز زنده و پابرجاست. يلدا شب مهر و تولد آفتاب است. دكتر احمد
محيط طباطبايى، يكی از پژوهشگران صاحبنام ايران كه چندين سال
معاونت فرهنگی آموزشی سازمان ميراث فرهنگی را برعهده داشته است، در
گفتگويی با صداى آلمان از پيشينه شب يلدا و اهميت آن ميان نسلهای
مختلف ايران سخن گفته است.
مصاحبهگر: شهرام احدى
***********
دويچهوله: وقتى صحبت از ميراث
فرهنگى مىشود، فقط يادگارها و آثار تاريخى به ذهن عموم مىرسد يا
اينکه جنبه معنوى ميراث فرهنگى هم در نظر گرفته مىشود؟ بهرحال ما
با ميراثهايى سروکار داريم که ناملموس هستند.
احمد محيط طباطبايى: کلمهى
ميراث فرهنگى در کشور ايران تا زمانى شايد فقط همين آثار و ابنيه و
آنچه بنام ميراث مادى يا ملموس خوانده مىشود را براى عموم بياد
مىآورد. اما با نوعى از فعاليت و معرفى ميراث فرهنگى ايران از
دهسال گذشته به اين سو باعث شده که معناى ديگرى از ميراث فرهنگى که
همانا ميراث غيرملموس هست از اين کلمه به ذهن برسد. ميراث غيرملموس
يا ميراث معنوى آن بخشى از ميراث فرهنگى ملت را تشکيل مىدهد که
مجموعهاى از اعياد، سنن، زبان، گويش و هرآنچه در اصل هويت يک ملت
را شکل مىدهد در آن قرار مىگيرد و ظهورش در ميراث ملموس يا مادى
ديده مىشود و مطمئنا تمامى اعياد، سنتها، مجالس، رسوم همه
اينگونه مسايل در ميراث معنوى يا غيرملموس يا ميراث شفاهى يک جامعه
جا گرفته است.
دويچهوله: يکى از اين ميراثهاى
فرهنگى معنوى شب يلداست. به نظر شما جذابيت اين سنت و يا اين جشن
بيش از همه در چه هست؟
محيط طباطبايى: شب يلدا،
شبىست که پس از گذشت قرون متمادى در کشور ما و در بسيارى از
ممالکى که جزو فرهنگ جهان شمرده مىشوند، بزرگ داشته مىشود. شايد
به نوعى بتوانيم بگوييم که شب يلدا را همهى دنيا جشن مىگيرد.
کلمهى يلدا از تولد گرفته مىشود، در واقع شب ميلاد، شب تولد است.
در اصل شب تولد مهر، يکى از ايزدان و آيينهاى اقوام آريايى، هست
که هنوز اينچنين محترم شمرده مىشود. اما تغييرات متعددى که در
تقويم و گاهشمارى ايرانيان و ساير ملل در طى قرون گذشته صورت
گرفته، باعث شده اين شب در تاريخهاى مختلف و نزديک بهم در کشورهاى
مختلف يا در ميان اقوام گوناگون برگزار بشود. شب يلدا بعنوان
بلندترين شب سال جشن گرفته مىشود، زيرا از فردا خورشيد شروع بزرگ
شدن مىکند و بنوعى مىشود گفت تولد آفتاب، بهرصورت اين سنت شب
يلدا، همانطور که گفتم، شکلهاى مختلف گرفته است. براى همين شما در
اينروزها که در جهان مسيحيت تولد مسيح يا شب کريسمس نزديک شده،
مىبينيد که با فاصلهى کوتاهى از شب يلداى ايرانيان برگزار
مىشود.
دويچهوله: شما از عيد کريسمس ياد
کرديد که يکى از مهمترين عيدها از جمله در کشورهاى غربىست. اما
شيوهى جشن گرفتن اين عيد، مثلا در آلمان در طى دههها و حتى
سالهاى گذشته متحول شده است. آيا ما ايرانىها امروزه شب يلدا را
همانطور جشن مىگيريم که مثلا سى چهل سال پيش؟
محيط طباطبايى: بطور کلى در
شب يلدا هنوز چندتا از فاکتورهاى اصلى مراسمى که در ايران از قبل
از اسلام تا کنون برگزار مىشود رعايت مىشود. يکى به علت اينکه
ملت ما ملتى کشاورز بوده، خوردن دانههاى نباتى شيرين غيربوداده که
اين دانههاى نباتى از جمله دانههايىست کشت شده، مثل فندق، گردو
يا مثل خشکبارهاى ديگر مثل کشمش و اينها و هنوز هم آنها در مثلا
آجيل شيرين هست که در ميان زرتشتيان ايران و در ميان گروههاى مختلف
ايرانيان خوردنش مرسوم است. و هنوز هم پس از گذشت قرنها و هزاره
اين سنت در ميان مردم ما و بخصوص در شب يلدا هنوز باقىست که در
آغاز زمستان و در پايان فصل درو در پاييز يکنوع احترام و يکنوع
پاسداشت است و بنوعى شکر نعمتىست که در سفرهى مردم گذاشته شده
است. همچنين خوردن ميوهها و ساير فراوردههاى نباتى که در اين فصل
و در اين زمان باقىست. در جاهاى مختلف، مثلا در آذربايجان نوع
خاصى از شيرينى و پشمک رواج دارد و در جاهاى گوناگون ايران، با در
نظرگرفتن محصولاتشان اين ويژگىها به شکلهاى مختلف گردمىآيند که
اينها نشانههاى بسيارىست از آن سنت ديرباز. اينکه مىگوييد هنوز
با آن شيوه و فرم هست، بله! بخش عمدهاش با همان فرم قديم و از
همان سنت قديم تبعيت مىکند و از اصلىترين سنت جامعه ايرانى که
سفره هست، يعنى نشستن بر زمين. در شب يلدا هم اجتماع خانواده در
ابعاد بزرگ و کوچکش در اطراف سفره را مىبينيم كه به گونهاى نزديك
شدن است. شب يلدا از شبها و اعيادىست بسيار قديمىتر از حتا از
دوران ساسانى که بازگشتى به ايران کهن ما مىکند و به ميلاد مهر و
آفتاب که در ابتدا به آن اشاره کردم.
دويچهوله: آيا اهميت اين جشن در
بين نسلهاى مختلف هم يکسان است، يا اينکه جوانهاى امروزى کمتر به
اين جشن اهميت مىدهند؟
محيط طباطبايى: بطور کلى در
واقع بايد اينطور باشد که نسل گذشته شب يلدا را بيشتر پاس بدارند.
البته اين يک واقعيت است که شما تمام سنتهايتان را از نسل قبل،
پدر و مادرتان، به ارث مىبريد. شايد در دورهاى کوتاه يکنوع گريز
و رويگردانى از برخى سنتها و آيينها ديده شده، ولى مىشود گفت از
چندين سال پيش به اين طرف خوشبختانه يکنوع بازگشت به فرهنگ ملى و
فرهنگ اصيل ايرانى در ميان نسل جديد ديده مىشود. يکنوع توجه به
ميراث فرهنگى که اين را بايد به فال نيک گرفت. فرضا در خانوادهى
ما فرزند من بيشتر مصر است تا من در برگزارى اين سنتها.
دويچهوله: شما خودتان شبهاى يلداى
زيادى را تجربه کردهايد. خوشترين خاطرهاى که از اين جشن داريد به
چندسال پيش برمىگردد؟
محيط طباطبايى: يک خاطرهاى
دارم که برمىگردد به شب يلداى سال ۱۳۵۶ که پدرم زنده بود و با
خانواده در خدمت ايشان بوديم. در آن شب ايشان شعرى را بهمناسبت شب
يلدا سرودند که متاسفانه الان بياد ندارم و مرحوم بديعزاده اين
شعر را اجرا کرد… و يک حال و هواى خاصى را در جمع بوجود آورد که
هربار در اين شب، ياد خاطرهى آن عزيزان رفتهاى که زمانى در شب
يلدا در کنار هم بوديم مىافتيم و شايد اين يکى از ويژگىهاى اين
اعياد و مراسم هست که به نوعى در اين شبها و در اين مراسم و سنتها
به ياد مىآوريم کسانى را که زمانى در کنار شما بودند و برگزار
مىکردند اين مراسم را و اين آيين را به شما ياد مىدادند و يکنوع
تداوم و همبستگى و يکنوع پيوستگى را ميان گذشته و حال خودمان
برقرار مىکردند. |